القائات

گفتم شاید این بی خودی های ما هم بدرد کسی خورد

نامه ای از چارلی چاپلین به دخترش "

جرالدین دخترم از تو دورم ولی یک لحظه تصویر تو از جلوی دیدگانم دور نمی شود اما تو کجایی ؟در پاریس روی صحنه تئاتر پرشکوه شانزه لیزه ؟ این را می دانم و چنان است که گویی در سکوت شبانگاهی آهنگ قدمهایت را می شنوم . شنیده ام نقش تو در این نمایش پرشکوه نقش آن دختر زیبای حاکمی است که اسیر خان تاتار شده است . جرالدین در نقش، ستاره باش و بدرخش اما اگر فریاد تحسین آمیز تماشاگران و عطر مست آور گلهایی که برایت فرستاده اند ترا فرصت هشیاری داد بنشین و نامه ام را بخوان . من پدر تو هستم . امروز نوبت توست که هنرنمایی کنی و به اوج افتخار برسی . امروز نوبت توست که صدای کف زدنهای تماشاگران گاهی ترا به آسمان ببرد .به آسمانها برو ، ولی گاهی هم روی زمین بیا و زندگی آنان را تماشا کن . زندگی آنان که با شکم گرسنه در حالیکه پاهایشان از بینوایی می لرزد و هنرنمایی می کند . من خود یکی از ایشان بودم جرالدین دخترم تو مرا درست نمی شناسی در آن شبهای بس دور با تو قصه ها بسیار گفتم اما غصه های خود را هرگز نگفتم . آن هم داستانی شنیدنی است . داستان آن دلقک گرسنه که در پست ترین صحنه های لندن آواز می خواند و صدقه می گرفت. این داستان من است. من طعم گرسنگی را چشیده ام ،من درد نابسامانی را کشیده ام و از اینها بالاتر رنج حقارت آن دوره گرد که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند اما سکه صدقه  آن رهگذر غرورش را خرد نمی کند را نیز احساس کرده ام . با این همه زنده ام و از زندگان پیش از آنکه بمیرند حرفی نباید زد . داستان من به کار نمی آید از تو حرف بزنم بهتر است . به دنبال نام تو نام من است " چاپلینجرالدین دخترم دنیایی که تو در آن زندگی می کنی دنیای هنر پیشگی و موسیقی است نیمه شب آن هنگام که از سانس پرشکوه تئاتر بیرون می آیی آن ستایشگران ثروتمند را فراموش کن ولی حال آن راننده تاکسی را که ترا به منزل می رساند بپرس .حال زنش را بپرس و اگر باردار بود و پولی برای خرید لباس بچه نداشت مبلغی پنهانی در جیبش بگذار. دخترم جرالدین : پدرت با تو حرف می زند شاید شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان ترا فریب دهد آن شب است که این الماس آن ریسمان نااستوار زیر پای تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است روزیکه چهره زیبای یک اشراف زاده بی بند و بار ترا بفریبد آن روز است که بند باز ناشیی خواهی بود . بندبازان ناشی همیشه سقوط می کنند . از این رو دل به زر و زیور نبند . بزرگترین الماس این جهان خورشید است که خوشبختانه بر گردن همه می درخشد . دخترم : هیچکس و هیچ چیز دیگر را در این جهان نمیتوان یافت که شایسته آن باشد که دختری بدن خود را به خاطر آن عریان کند به گمان من تن تو باید مال کسی باشد که او روحش را برای تو عریان کرده است .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۲ساعت 14:17  توسط مرصاد  | 

نمایشنامه رفت و آمد - 2

رفت و آمد نمايشنامه اي از ساموئل بكت



وسط صحنه، پهلو به پهلو، رو به سالن، با دست‏هاى چسبيده به هم روى زانوها، فلو ، وى و رو )، شق و رق نشسته‏اند.
سكوت
وى: رو!
رو : بله.
وى: فلو!
فلو: بله.
وى: آخرين بار، ما سه تا كى با هم بوديم؟
وى : بهتره خفه شيم
سكوت
وى از سمت راست بيرون مى‏رود
سكوت
فلو: رو!
رو: بله.
فلو: وى چه تاثيرى روى تو مى‏ذاره؟
رو: مثل هميشه - كم و بيش (فلو جاى وى را در وسط مى‏گيرد؛ در گوش رو پچ‏پچ مى‏كند)
خدا ما را ببخشه! (همديگر را نگاه مى‏كنند، فلو انگشتش را جلوى دهانش مى‏گيرد) اون كه نمى‏دونه؟
فلو: خدا كنه ندونه!
وى وارد مى‏شود، فلو و رو به همان حالت اول برمى‏گردند، وى سرجاى فلو مى‏نشيند، 
فلو: حالا ما سه تا بى سرخر مثل اون وقتا پيش همديگر تو حياط پهلو به پهلو نشسته‏ايم.
رو: روى نيم...
وى: هيس!
سكوت
فلو از سمت چپ بيرون مى‏رود.
سكوت
رو: وى
رو: فلو به نظر تو چه جور آدميه؟
وى: مثل هميشه كم و بيش (فلو جاى وى را در وسط مى‏گيرد ؛ در گوش رو پچ پچ مى‏كند) چه مصيبتى! (همديگر را نگاه مى‏كنند، رو انگشتش را جلوى دهانش مى‏گيرد) بهش كه نگفته‏اند؟
رو: خدا نكنه!
فلو وارد مى‏شود رو و وى به همان حالت اول برمى‏گردند. فلو بر جاى وى مى‏نشيند.
سكوت
رو: در حاليكه دستامون را اينطورى به هم داديم.
فلو: خواب عشق را مى‏بينيم.
سكوت
رو از سمت راست بيرون مى‏رود. سكوت
وى: فلو
فلو: بله
وى: ديديش؟ رو را مى‏گم؟
فلو: تاريكه (وى جاى رو را در وسط مى‏گيرد، در گوش فلو پچ‏پچ مى‏كند)بدبخت شديم!
(همديگر را نگاه مى‏كنند، رو انگشتش را جلوى دهانش مى‏گيرد) اون كه نمى‏فهمه؟
وى: خدا نياره اون روز را!
رو وارد مى‏شود. وى و فلو به همان حالت اول برمى‏گردند رو سرجاى وى مى‏نشيند.
سكوت
وى: نمى‏شه از قديما حرف بزنيم؟ (سكوت) از چيزهايى كه بعدش پيش آمد؟ (سكوت) اگر دستامون را اينطورى به هم بديم؟
پس از لحظه‏اى دست‏هايشان را به شكل زير به هم مى‏دهند: دست وى با دست رو روى زانوهاى رو چپ وى با چپ فلو روى زانوهاى فلو، راست فلو با چپ رو روى زانوهاى رو، بازوهاى وى روى بازوى چپ رو و بازوى راست فلو قرار مى‏گيرد.
فلو: رو (سكوت) وى (سكوت) من حلقه‏ها را احساس مى‏كنم
سكوت
پرده
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۲ساعت 14:10  توسط مرصاد  | 

نمایش نامه مرد و زن -1

مرد و زن

 

صحنه لابی هتل است.زن و مرد آنجا نشسته اند.

 

مرد 1 : اونا کی بودن؟

زن 1 : ماشینشونو دیدی؟ خودشون رنگش کرده بودن، قرمز عین لبو.نبودی ببینی تو ساحل چه دیوونه بازیایی در می اوردن، اون مو فرفریه همش با موبایلش حرف می زد، اونا هم دست و پاشو گرفتن و از روی صخره انداختنش تو دریا، بیچاره عین موش آب کشیده اومد بیرون، از موبایلشم آب می چکید.داشتم میومدم هتل که تو راه دیدمشون، منو تا اینجا رسوندن، ویلاشون همین نزدیکیاست.

پیشخدمت به آنها نزدیک می شود.

پبشخدمت : چیزی میل دارید؟

مرد 1 : نه.

پیشحدمت می خواهد برود.

زن 1 : نه صبر کن، دو تا نسکافه بیار.

پیشخدمت : چشم.

زن  رو به مرد : تو امروز چته؟ چرا اینقدر عنقی؟

مرد 1 : چیزی نیست.

 زن 1 : باید تو هم میومدی، همش گرفتی نشستی تو هتل.

مرد 1 : ولی مثل اینکه بدون من بیشتر بهت خوش می گذره.

زن 1 : این چه حرفیه! اگه تو باهام باشی خیلی بیشتر خوش میگذره، می تونیم هر روز با هم تا اسکله قدم بزنیم و لذت ببریم ولی تو همش تو اتاق نشستی و بیرون نمیای، چه تو خونه و چه اینجا.

مرد 1 : گفتم که باشه ولی وقتی کارم تموم شد.

زن 1 : منظورت نوشتن اون رمانه؟ تو رو خدا اینجا دیگه بزارش کنار، ما اومدیم چند روزی استراحت کنیم و خوش باشیم.

مرد 1 : ولی من اومدم اینجا بنویسم.

زن 1 : تو مرد من هستی، شوهرم، می تونی اینو بفهمی؟

پیشخدمت سفارش را روی میز می گذارد.مرد از روی صندلی بلند می شود و می خواهد برود.

  مرد 1 : من میرم اتاق.

زن 1 : نسکافتو نمی خوری؟

مرد 1 : نه.

زن 1: باشه عزیزم، تو برو منم الان میام.

مرد می رود.

 

صحنه راهرو هتل است.اتاقها دریف کنار هم هستند و هرکدام با شماره ای که بر در آنها قرار داده شده مشخص شده اند.زن وارد اتاق شماره 362 می شود و در را می بندد.با بسته شدن در، دستگیره در می افتند.

 

زن 1 : اه، تو دیگه چت بود!

زن مانتویش را در می آورد و به چوب لباس آویزان می کند.چراغ را روشن می کند. ناگهان متوجه می شود اتاق را اشتباه آمده و مردی روی تخت خواب است.زن می خواهد جیغ بکشد ولی جلوی خودش را می گیرد.آهسته کنار در می رود و چراغ را خاموش می کند.

زن 1 : خدایا، حالا چه خاکی تو سرم بریزم؟

زن سعی می کند هر طور شده اهرم در را جلو بکشد و در را باز کند.اول با دست امتحان می کند و بعد از سنجاق سرش استفاده می کند ولی تلاشش بی فایده است.زن که از باز شدن در ناامید شده ، با دوستش تماس می گیرد.

زن در حالی که آهسته با موبایل صحبت می کند :   می گی چکار کنم؟ اکه داد بزنم حتماً یکی پیدا میشه از اون ور در صدامو بشنوه و بیاد درو باز کنه.اتاقم باید همین اتاق بغلی باشه، اره شاید خسرو صدامو بشنوه و بیاد کمک.

ولی نه افتضاح میشه، این بیچاره هم از خواب می پره،شوکه میشه.

 خودشو بیدار کنم؟ اره هر چی باشه مردا تو این کارا زرنگ ترن حتماً می تونه درو باز کنه.

ولی من که نمی دونم چه جور مردیه! تازه این منم که تو اتاقش سبز شدم، اگه یه وقت با این وضع فکری به سرش زد چی؟

برای جیغ زدن هم دیگه دیر شده، از وقتی که تو این اتاق گیر افتادم خیلی گذشته، خدمتکار هتل هم منو دید که امدم تو.

ناگهان زم عطسه می کند.

 مرد 2 بیدار می شود.

مرد 2 : هان! چی بود؟ کی اونجاست؟

زن خودش را در تاریکی پنهان می کند.

زن 1 : اقا، یه لحظه گوش بدید.

مرد بلند می شود و به طرف زن می رود.

مرد 2 : مهین تویی؟

زن به سرعت چراغ را روشن می کند.

زن 1 : هی هی وایسا ، جلوتر نیا که جیغ می کشم تا همه بریزن اینجا، شوهرم هم همین اتاق بغلیه!

مرد 2 : اصلاً بگو بیبینم تو کی هستی؟ اینجا تو اتاق من چکار می کنی؟ با اجازه کی اومدی تو اتاق هان؟ نکنه دزدی؟

زن 1 : صبر کن تا واست توضیح بدم.

مرد 2 : چه توضیحی؟

زن 1 : اول یکم برو عقب.

مرد عقب می رود.

مرد 2 : خوبه خانم؟

زن 1 : راستش من اشتباه اومدم تو این اتاق، اتاق خودمون همین بغلیه، اتاق 363، شوهرم الان منتظرمه.

مرد 2 : خوب پس بفرمایید تشریفتونو ببرید اونجا.

زن 1 : آخه مشکل اینجاست دستگیره در دررفته لامسب، جا هم نمی ره.

مرد به طرف در می رود، زن خودش را کنار می کشد.

مرد 2 : بزار ببینم.

مرد نگاهی به در می اندازد.

مرد 2 : اهرم خیلی رفته عقب، باید با چیزی کشیدش بیرون.

زن سنجاق سرش را به مرد می دهد.

زن 1 : ببین این خوبه؟

مرد در حالیکه سنجاق را از دست زن می گیرد نگاهی به صورت زن می اندازد.

مرد 2 : نمی دونم،باید امتحان کنم.

مرد در حالیکه با اهرم در ور می رود :  گفتی این آقایی که تو اتاق بغلیه شوهرتونه؟

زن 1 : آره.

مرد 2 : چکار می کنه؟

زن 1 :  کتاب می نویسه، داستان، رمان.

مرد 2 : پس نویسندس.

زن 1 : کاشکی نبود.

مرد 2 : چرا؟

زن 1 : همیشه یه جا نشسته یا می نویسه یا تو فکره.

مرد 2 : زن من هم اهل کتابه.

زن 1 : می نویسه؟

مرد 2 : نه، می خونه و همیشه فکر می کنه که من یک مرد کودنم.

زن 1 : اگه باز نمیشه ولش کن، اصلاً بیا زنگ بزن به این مدیر هتل- بگو بیاد درو باز کنه، مرده شور خودشو و هتلشو ببره.

مرد 2 : مگه دست خودشه که باز نشه! اصلاً می خوای درو بشکنم ؟

 زن 1 : نه آقا لازم نیست، همون که زنگ بزنی کافیه.

مرد 2 : ایناها، بالاخره اهرم امد تو دستم.

زن دستگیره را به مرد می دهد.

زن 1 : بیا ، دستگیره رو بزن بهش.

مرد دستگیره را به اهرم وصل می کند و می خواهد در را باز کند که ناگهان صدایی از بیرون شنیده می شود.

مرد 2 : وای بدبخت شدیم.

زن 1 : چی شد؟

مرد 2 : خودشه، داره میاد.

زن 1 : کی؟

مرد 2 : زنم.

زن 1 : بزار من برم بیرون.

مرد 2 : نه، اگه ببینتت بدبخت میشیم، هم برای تو بد میشه هم برای من ، تو که نمیشناسیش.

زن 1 : پس می گی چکار کنم؟

مرد 2 : یه جا قایم شو، زود باش.

زن 1 : کجا ؟

مرد 2 : برو زیر تخت .

زن به سرعت زیر تخت می رود.

 مرد 2 : سعی می کنم یه طوری از اتاق ببرمش بیرون، تو هم بعد از اینکه ما رفتیم برو بیرون.

زن 1 از زیر تخت : باشه.

زن 2 با کلید در را باز می کند و وارد اتاق می شود.مرد روی تخت دراز کشیده.

مرد 2 : سلام عزیزم.

زن 2 : سلام.

مرد 2 : خوش گذشت؟

زن 2 : چی خوش گذشت، نشسته بودم تو لابی داشتم کتاب می خوندم.

مرد 2 : می گفتی منم میومدم.

زن 2 : اِ ...، راست می گی؟

مرد 2 : می خوای بریم ساحل قدم بزنیم؟

زن 2 : نه، ساحل این موقع روز کسالت اوره، گرم هم هست.

مرد 2 : پس بریم تو لابی یه بستنی بخوریم.

زن 2 : اگه هوس بستنی کردی زنگ بزن بگو 2 تا بستنی بیاره بالا.

مرد 2 : ولی عزیزم، بریم همونجا بخوریم خیلی بهتره.

زن 2 : معلوم هست تو امروز چت شده؟

زن دکمه های لباسش را باز می کند و بطرف چوب لباس می رود، ناگهان چشمش به مانتوی زن 1 می افتد.

زن 2 : این دیگه چیه؟

مرد 2 : چی؟ من چه می دونم.

زن 2 : چشمم روشن،گفتم که اینگار اینجاها یه خبرایی هست.

مرد 2 : نه بابا ، چه خبری؟

زن 2 : بگو ببینم کجاست؟ زود باش .....

مرد 2 : نه به خدا مهین، هیچ خبری نیست.

زن 2 : می گی کجاست یا خودم پیداش کنم؟

زن به طرف تخت می رود، مرد مانع می شود که او زیر تخت را بگردد.

مرد 2 : حالا اینهمه جا، درست باید از همینجا شروع کنی؟

زن 2 : برو کنار ببینم، تو هنوز زنها رو نشناختی.

زن 1 خودش از زیر تخت بیرون می آید.

زن 1 : خانم بزارید تا همه چیزو واسطون توضیح بدم.

زن 2 : بیا بیرون ببینم زنیکه ی هرزه.

مرد 2 : مهین این چه حرفیه، این که گناهی نداره.

زن 2 رو به مرد 2 ، زن جلو می رود و مرد قدم به قدم عقب نشینی می کند.

زن 2 : چه غلطا، ازش دفاع هم مکی کنی هان؟ یه بلایی سرت بیارم که مرغای آسمون به حالت گریه کنن.

مرد 2 : بابا سوء تفاهم شده، یه لحظه گوش کن تا برات بگم چی شده.

زن 2 : از مردی میندازمت ، هم خیال خودمو راحت می کنم هم خیال تو رو .

مرد 2 : مهین ....

زن 1 : د ... خانم چرا نمی زاری توضیح بدیم!

زن 2 : تو یکی خفه شو، حساب تو هم می رسم.

صدای مرد 1 از بیرون اتاق شنیده می شود که دارد با خدمتکار هتل حرف می زند.

 زن 1 : خسرو ، خسرو ، کمکم کنید  .....

مرد 1 با شنیدن صدا وارد اتاق می شود.

مرد 1 : مریم، تو اینجا چکار می کنی؟

زن 2 : بپرسید که چکار نمی کنه!

مرد 2 : مهین، بس کن دیگه.

مرد 1 : میشه بگید اینجا چه خبره؟

زن 2 : هیچی، بپرسید این زن تو اتاق با شوهر من چکار داشتن، وقتی رسیدم ایشون از زیر تخت امد بیرون.

مرد 1  به چشمان زن 1  نگاه می کند.

زن 1 : هیچی نیست به خدا، خسرو دارم راست می گم.

مرد 1 : ساکت شو مریم، دیگه شورشو در اوردی.

زن 1 : حالا می خوای چکار کنی؟

مرد 1 : همین فردا طلاقت می دم.

زن 1 گریه کنان از اتاق خارج می شود.

 مرد 2 : بابا چرا شما اینجوری می کنید؟ اون بدبخت که گناهی نکرده، اشتباهی اومده بود تو اتاق بعدش هم از شانس بدش دستگیره در می افته و در خراب میشه، نتونسته بود درو باز کنه و بره بیرون ، الان هم داشتیم دستگیره درو درست می کردیم.

زن 2 : خوبه خوبه ، تو دیگه نمی خواد دروغ سر هم کنی و داستان دربیاری.

مرد 2 با عصبانیت از اتاق بیرون می رود و در پشت سرش بسته می شود. دستگیره در جدا می شود و به زمین می افتند.

مرد 1 : اینا کجا رفتن؟

 زن 2 دستگیره را بر می دارد و می خواهد آن را جا بزند ولی اهرم به عقب می رود و از دسترس دور می شود.

زن 2 : اه ... ، این در چرا اینجوریه؟

مرد 1 : چی شده؟

زن 2 : بیا یه نگاهی بهش بنداز ببین میشه کاریش کرد.

مرد 1 کنار در می رود و سعی می کند اهرم را جلو بکشد ولی موفق نمی شود.

مرد 1 : اهرم رفته اون ته گیر کرده.

زن 2 : خوب یه کاریش بکن.

مرد 1 : هیچ کاری نمیشه کرد، می گی چکارش کنم؟

زن 2 : اه ... حوصلمو سر بردی، یطوری این در لعنتی رو باز کن دیگه.

مرد 1 : فکر می کنم حق با مریم باشه.

زن 2 : اینکه تو این اتاق گیر افتاده؟

مرد 1 : نه ، اینکه من یه مرد بی عرضم که جز نوشتن هیچ کاره دیگه ای بلد نیست.

زن 2 : اگه شوهرم اینجا بود، در که سهله ، دروازه رو هم باز می کرد. درسته که زیاد اهل مطالعه و کتاب نیست ولی یه مرد واقعیه.

مرد 1 بلند می شود، مثل اینکه تصمیمی گرفته.دور خیز می کند و به سمت در می تازد.در در اثر ضربه ای که مرد 1 به آن زده می شکند و باز می شود. با باز شدن در زن 1 و مرد 2 دیده می شوند که پشت در ایستاده اند.

نوشته شده توسط رضا تجويدي
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۲ساعت 14:7  توسط مرصاد  | 

نمایشنامه

نمايشنامه:

نمايشنامه متني است كه نمايش از روي آن خوانده، تمرين و اجرا مي شود و آن يكي از انواع متون ادبي است كه براي نمايش تنظيم مي شود. در آغاز نمايشنامه بعد از آوردن نام آن اشخاص ، نمايش يا شخصيت هاي نمايشنامه نام برده مي شوندوسپس شرح مختصري از محيط داستان، سن وسال و قد و چهره ي اشخاص داده شده و بعد گفتگوي اشخاص آورده مي شود. كارها و حركات بازيگران داخل كروشه() و اگر حجم زيادي داشته باشد با حروف ريزتر چاپ مي گردد. نمايش اغلب به چند قسمت تقسيم مي شود و هر قسمت با پايين آمدن يا كشيدن پرده اي خاتمه مي يابدو قسمت بعدي با بالا يا كناررفتن پرده شروع مي شود، از اين رو هر قسمت از نمايش را " پرده " گويند. 
چگونگي آرايش هر پرده هم در ابتداي هر پرده مي آيد.

هر پرده هم ممكن است به قسمت هاي كوچكتري تقسيم شود كه با روشن و خاموش شدن نور اعلام گردد كه به هر قسمت يك " صحنه "گويند.

انواع نمايشنامه:

1- نمايشنامه كمدي: به نمايشنامه هائي اطلاق ميگردد كه موضوع داستان آن خنده آور، شاد و نشاط آور باشد

2- نمايشنامه درام:اگر موضوع داستان نمايشنامه چنان باشد كه در آن اشخاص بازي تصاوير واقعي از زندگي را نشان دهند نمايشنامه درام خواهد بود.

3- نمايشنامه ملودرام:ممكن است درام مايه اي از كمدي نيز داشته باشد كه در اينصورت به آن نمايشنامه ملودرام گويندكه گاهي اين مسئله بصورت پايان خوش نمايش نمود مي يابد.

4- نمايشنامه تراژدي:اگر نمايشنامه وقايع فوق العاده مصيبت بار و غم انگيز نظير مرگ پدر، برادر،فرزند و …را نمايش دهد در زمره ي نمايشنامه هاي تراژيك يا تراژدي مي گنجد.

5- نمايشنامه طنز:گاهي نمايشنامه هاي كمدي حاوي پيام نيز مي باشندكه ممكن است تلخ و گزنده يا حتي سياه نما هم باشند، اين نمايشنامه ها طنز هستند.

6- نمايشنامه هجو:چنانچه نمايشنامه در بيان حالات كمدي يا طنز دردام مسخره كردن افراد يا موضوعات بيافتد نمايشنامه در زمره ي نمايشنامه هاي هجو شناخته مي شود.

7- نمايشنامه لغو:نمايشنامه هاي طنز يا هجوي كه بصورت بي بند وبار مسائل خانوادگي و غیر اخلاقی را مطرح نمايند در اين دسته مي گنجند.

 

اجزاء اصلي نمايش:

هنر نمايش دو جز اصلي دارد.

1- داستان(محتوي):داستان يا قصه يا محتوي همان حرفي است كه نويسنده قصد دارد آنرا القا نمايد.در حقيقت همان پيام نمايش است و بر دو نوع است:

الف:محتواي اصلي يا اورجينال كه از تخيل خود نويسنده بر اساس واقعيت يا حتي غير آن نشات مي گيرد، نظير روح داستاني حاكم بر بينوايان ويكتور هوگوكه براي اولين بار و توسط او مطرح شد.

ب:اقتباسي كه همان شكل برگرفته شده از يك كار هنري انجام شده است. براي فهم مطلب تصور كنيد هنرمندي از روي داستان ويكتور هوگو يك فيلم سينمائي بسازد.

2- ساختار دراماتيك(فرم):ساختار دراماتيك اساسي ترين عنصر در هر اثر هنري است و به اين صورت تعريف مي شود: ارائه اثر به بهترين وجه بگونه اي كه بيشترين اثر را بر تماشاچي بگذارد.

رمز آن هم چيزي جز كسب دانش مربوط به ساختار دراماتيك نيست!بخش عمده اي از آن در حيطه ي علم مي گنجد كه بايد در دانشكده هاي هنرهاي دراماتيك كسب كرد يعني زبان نمايش و راههاي استفاده از تكنيك هاي تئاتري اما بخش ديگر آن به شناخت، شعوروآگاهي خالق اثر بستگي دارد كه در قالب علمي نمي گنجد و بيشتر بعد هنري مد نظر است كه بايستي با مطالعه مداوم در ارتقا اين بينش كوشيدو قابل كسب در هر دانشكده اي نيست.

مفاهيم و واژه هاي تئاتري:

براي اينكه هنرجويان ارجمند بتوانند با مفاهيم مقدماتي تئاتر آشنا شوند در حد همان مقدماتي بعضي از واژه ها و مفاهيم اصلي مورد نياز را براي آنان با زبان ساده بازگو مي نمايم.

1- سن:محلي است كه در آن نمايش از روي متن نمايشي تمرين و در نهايت اجرا مي شود و اغلب بصورت سكوئي بالاتر از سصح ديد تماشاچي و در برخي اوقات در ميان آنها ساخته ميگردد.

2- پرده: هر نمايش به قسمتهائي تقسيم مي شود اگر هر قسمت با باز و بسته شدن پرده اعلام شود به هر قسمت يك پرده گويند.يك نمايشنامه مي تواند يك پرده يا بيشتر باشد.

3- صحنه: قسمتي از نمايش را كه از پرده كوچكتر است و با روشن و خاموش شدن نور اعلام مي شود صحنه گويند.

4- آوانسن: بخش جلويي هر صحنه را كه اغلب بصورت نيم دايره طراحي و ساخته مي شود را گويند.آوانسن مهم ترين قسمت يك صحنه است و هر چند در برخي مواقع با تمهيدات تئاتري مي توانيم بخش انتهائي صحنه را مهم نمايش دهيم مثلا با نورپردازي موضهي انتهاي صحنه كه اهميت آنرا نشان مي دهد اما حقيقتا مهم ترين بخش صحنه بدليل نزديكي با تماشاچي همان آوانسن است.

5- نويسنده: كسي است كه بدلايل شخصي يا غير شخصي متني را براي اجرا يا ثبت در تاريخ مي نويسد.اين متن مي تواند در قالب داستان كوتاه، رمان يا داستان بلند و نمايشنامه كه از جمله متون اصلي ادبي هستند بگنجد.

6- كارگردان: وي كسي است كه مسئوليت اساسي اجراي يك نمايش را از تدارك مراحل آغازين تا اتمام اجرارا برعهده دارد و مسئول مطالعه متن، انتخاب بازيگران،تقسيم نقش هاو…تامراحل ديگر نظير طراحي جزئيات حركات بازيگران و…مي باشد.

7- بازيگر: كسي است كه مسئول اجراي حركات و … محوله توسط كارگردان به منظور ايفاي يك نقش هنري است.

8- ميزان سن: به مجموعه حركاتي كه يك بازيگر به طراحي و دستور كارگردان در صحنه اجرا مي نمايد مي گويند.

9- ديالوگ: كليه ي گفتگوهاي دو يا چند نفره بازيگران در نمايش كه معمولا با احساسات گوناگون همراه است ديالوگ مي گويند.ديالوگ بيشتر بصورت برون گرا ادا مي شود.

10- مونولوگ: مجموعه گفتگوها و زمزمه هائي كه يك بازيگر با خود دارد و بصورت درون گرا ادا ميگردد مونولوگ گويند.

11- ميميك چهره: به حركات ريز چهره ي بازيگر اطلاق مي گردد.

12- دكور: هر آنچه كه در يك نمايش بعنوان ابزار صحنه در معرض ديد تماشاچي قرار مي گيرد دكور است و براي آن دو مسئوليت مهم طراحي دكور و ساخت و اجراي آن متصور است كه دو وظيفه و سمت طراح دكور و سازنده دكور عناوين آن مي باشند.فردي كه كار دكور انجام ميدهد دكوراتور نام دارد.

13- گريم: به عمل چهره پردازي بازيگران در نمايش گويندو دو مسئول طراحي گريم و اجراي آن براي گريم و چهره پردازي مقرر شده است كه در اكثر مواقع در نمايش هاي آماتوري بصورت تخصصي طراحي و اجرا نمي شود.اين عمل با استفاده از وسايلي ميسر است كه كار با هريك تخصص ويژه اي را مي طلبد و نقش آن در نمايش بسيار بنيادي است.در نمایش های سطحی وآماتور از وسایلی شبیه ابزار های آرایش زنان مثل کرم سفیدکننده – مدادسیاه و قهوه ای- ماتیک های قرمز و قهوه ای و... استفاده می شود که تقریبا شکل بازیگران در چهره ی فرد نقاشی می شود!برای پاک کردن گریم قبل از شستن ضروری است با شیر پاک کن و پنبه گریم از چهره زدوده شود و سپس با آب و صابون شسته گردد.

14- افكت: به كليه ي محيطي كه ممكن است بصورت زنده يا توسط دستگاه پخش صوت در نمايش اجرا گردد افكت گويندو صداهائي مثل رعد وبرق، خش خش خرد شدن برگ زير پاي بازيگر، شليك گلوله، ترمز ماشين، زوزه ي حيوانات وحشي يا باد و… كه در برخي نمايش ها لازم هستند مي گويند.

15- نور: بدليل اهميت اين مبحث آنرا به عنوان يك بحث نيمه تخصصي مطرح مي نمايم.

از آنجائيكه نمايش در بيشتر اوقات در محلي سرپوشيده تمرين و اجرا مي شود بحث نور يكي ار كليدي ترين مباحث است كه هر فرد تئاتري بايستي تا حدي با آن آشنا باشد.

انواع نور:

الف: نور عمومي: اين نور همان نوري است كه از روبرو به صحنه نمايش مي تابد ويك نور اصلي است. خاصيت تخت كنندگي و فاقد بعد بودن به همراه وجود سايه هاي مزاحم در پشت سر بازيگران از محدوديت هاي اين نور است ولي بقدري اين نوع از نور اهميت دارد كه تحت هيچ شرايطي در نمايش هاي ساده قابل اغماض نيست.حداكثر زاويه ي تابش اين نور نسبت به خط افق بين 25 تا 45 درجه است كه بهترين زاويه همان 25 درجه مي باشد.

ب: نور جانبي: اين نور نوري است كه از طرفين به صحنه مي تابدو سايه هاي مزاحم نور تخت را تا حدي تخفيف داده و كم مي كند اما از بين نمي برد. اين نور كه از چپ و راست صحنه مي تابد با همان بهترين زاويه يعني 25 درجه تا حداكثر 45 درجه قابل تابش است و به سوژه هاي موجود در صحنه حالتي سه بعدي مي بخشد.

ج: نور پشت: اين نور از بالا و پشت بازيگران بطرف تماشاچيان تابيده مي شود به گونه اي كه از ديد تماشاچيان مخفي باشد.اين نور سايه هاي مزاحم نور عمومي روبرو و نورهاي جانبي را در صورت تنظيم دقيق بصورت كامل حذف مي كندو به نور بكرانديا بك گراند معروف است.

د: نور موضعي: يك نور مهم و اساسي در نمايش است كه بخش كوچكي از صحنه يا موضوع را روشن مي كند و براي تاكيد بخشيدن به يك شوژه ي انساني يا غير انساني كاربرد دارد. با اين نوع از نور مي توان حتي در انتهاي صحنه كه كم خاصيت ترين بخش صحنه است از آوانسن كه مهم ترين بخش صحنه است نقطه اي مهم تر ساخت!و نظر تماشاچيان را براي مدتهاي مديد معطوف آن نمود.

و:نورهاي رنگي: نوع ديگري از نور مي باشد كه با وسيله هاي رنگي با نام فيلتر رنگي قابل طراحي و اجرا بر روي موضوعات بوده و حالات مختلفي را براي تماشاچي تداعي مي نمايد.شناخت نورها و رنگهاي اصلي و كاربرد روانشناسانه آنها عمده ترين خاصيت است كه طراح نور بايستي از آن مطلع باشد تا بهترين نوع نورپردازي را ارائه نمايد.

تذکر:

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۲ساعت 13:53  توسط مرصاد  | 

دولت بودجه

در آمدِ نفتی دولتهای پس از انقلاب از نظر قدرت خرید و ثروتی که عاید کشور می کرده اند به تفکیک از این قرار است:

در آمد نفتی سالانه دولت موسوی به طور متوسط، معادل ۲۲۰۰ تن طلا

در آمد نفتی سالانه دولت هاشمی رفسنجانی به طور متوسط، معادل ۲۹۰۰ تن طلا

در آمد نفتی سالانه دولت خاتمی به طور متوسط، معادل ۱۸۰۰ تن طلا

در آمد نفتی سالانه دولت احمدی نژاد به طور متوسط، معادل ۱۳۰۰ تن طلا بوده است.

به عبارت دیگر، به طور متوسط، قدرت خرید درآمدهای نفتی دولت احمدی نژاد، معادل ۵۷ درصد قدرت خرید تمام دولتهای قبلی بوده و به بیان دیگر، ۷۸ درصد از همه آنها کمتر بوده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۲ساعت 1:43  توسط مرصاد  | 

دولت بودجه

در آمدِ نفتی دولتهای پس از انقلاب از نظر قدرت خرید و ثروتی که عاید کشور می کرده اند به تفکیک از این قرار است:

در آمد نفتی سالانه دولت موسوی به طور متوسط، معادل ۲۲۰۰ تن طلا

در آمد نفتی سالانه دولت هاشمی رفسنجانی به طور متوسط، معادل ۲۹۰۰ تن طلا

در آمد نفتی سالانه دولت خاتمی به طور متوسط، معادل ۱۸۰۰ تن طلا

در آمد نفتی سالانه دولت احمدی نژاد به طور متوسط، معادل ۱۳۰۰ تن طلا بوده است.

به عبارت دیگر، به طور متوسط، قدرت خرید درآمدهای نفتی دولت احمدی نژاد، معادل ۵۷ درصد قدرت خرید تمام دولتهای قبلی بوده و به بیان دیگر، ۷۸ درصد از همه آنها کمتر بوده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۲ساعت 1:43  توسط مرصاد  | 

خرید از تئاتر شهر

http://gishetheater.com/

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان ۱۳۹۲ساعت 13:58  توسط مرصاد  | 

نمایش های تیوال

http://www.tiwall.com/theater/events/

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان ۱۳۹۲ساعت 13:29  توسط مرصاد  | 

آدرس تئاترها 2

تماشاخانه ایرانشهر

خيابان طالقانی، خيابان شهيد موسوی شمالی، ضلع جنوبی باغ هنر جنب خانه هنرمندان  تلفن:  ( 16 - 88814115 )  

-----------------

خانه نمایش - اداره برنامه های تئاتر و خانه نمایش

میدان فردوسی، خیابان انقلاب، بعد از خیابان ایرانشهر، خیابان شهید موسوی، دست راست کوچه شهید محمد

------------------------

تماشاخانه سنگلج

نشانی:  خیابان وحدت اسلامی، پایین تر از میدان حسن آباد، ضلع جنوبی پارک شهر، خیابان بهشت، تماشاخانه سنگلچ

شماره تماس:  55625444 و 55630871 

----------------------

تناتر شهر

چهار راه ولی عصر (عج)، ضلع غربی پارك دانشجو

۶۶۴۰۸۸۵۲ , ۶۶۴۶۰۵۹۵ , ۶۶۴۹۴۳۶۳

---------------------

تالار برج آزادی

تهران ،میدان آزادی ،برج آزادی

----------------

تالار حافظ

خیابان انقلاب، چهارراه کالج، خیابان حافظ، بلوار استاد شهریار، روبروی تالار وحدت

-------------------

تماشاگه مهر

خیابان حافظ

---------------------

سالن نمایش كانون پرورش فكرى

خیابان فاطمى، خیابان حجاب

-----------------------

تالار گلريز

خيابان سيد جمال الدين اسد آبادي-نرسيده به ميدان فرهنگ

---------------------------------

خانه هنرمندان - تالار انتظامی

خيابان طالقاني،‌ بعد از ايرانشهر،‌خيابان شهيد موسوي شمالي،ضلع جنوبي باغ هنر

------------------------------------

تماشاخانه ایرانشهر

تهران، خيابان طالقانی، خيابان شهيد موسوی شمالی، ضلع جنوبی باغ هنر، جنب خانه هنرمندان

--------------------------

تالار مولوی

تهران ،خیابان انقلاب ،خیابان 16 آذر

------------------------------

سالن شهید آوینی دانشگاه تهران

تهران-خیابان انقلاب

----------------------------

خانه نمایش

میدان فردوسی، خیابان انقلاب، بعد از خیابان ایرانشهر، خیابان شهید موسوی، دست راست کوچه شهید محمد آقا، پلاک 34

--------------------------

تالار دماوند

میدان امام حسین(ع)، ابتداى خیابان دماوند

-------------------------------------

تالار رودكی

خیابان حافظ ، خیابان استاد شهریار

-----------------------

تالار سنگلج

تهران - حافظ جنوبی - بعد از پارك شهر - ابتدای خيابان بهشت

---------------------------

تالار فرهنگ

تهران - خیابان حافظ - پایین تر از چهارراه کالج

---------------------------------

تالار كسرى

خیابان انقلاب ، نبش بهار

----------------------------------------

تالار محراب

خیابان ولیعصر، چهارراه امام خمینى (ره)

-----------------------

تالار مولوى

خیابان انقلاب ، خیابان ۱۶ آذر

-----------------------------

تالار نصر

خیابان انقلاب ، لاله زارنو

----------------------------------------------

تالار هنر

میدان هفت تیر ، ورزشگاه شیرودی ، خیابان شهید مفتح ، خیابان ورزنده

--------------------------------

تالار وحدت

سالن تئاتر

خیابان حافظ ، خیابان استاد شهریار

------------------------------

تئاتر عروسكی مجموعه شهید چمران

خیابان دكتر شریعتى ، بالاتر از آیت الله صدر

--------------------

تالار اندیشه

تقاطع حافظ و سمیه، روبروى دانشگاه امیر كبیر، حوزه هنرى سازمان تبلیغات هنرى اسلامى

--------------------------

تالار پارس

خیابان انقلاب ، نبش بهار 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان ۱۳۹۲ساعت 13:14  توسط مرصاد  | 

سایت تئاتر

http://tamashakhaneh.ir/ticket/index.aspx

تماشاخانه ایرانشهر

--------------------

http://tehran-theater.blogfa.com/

سایت تمامی تالار ها و اجراهای آنها، سایت کاملا جامع


+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان ۱۳۹۲ساعت 13:13  توسط مرصاد  | 

مطالب قدیمی‌تر